بيشتر نويدهاي انجيل به تعبير « پسر انسان » است، كه اين تعبير طبق نوشته مسترهاكس آمريكائي،
بيش از 80 بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) تكرار شده كه فقط 30 مورد آن
با حضرت عيسي (ع) قابل تطبيق است 7 و 50 مورد ديگر آن از نجات دهندهاي سخن ميگويد كه در
آخرالزمان ظهور خواهد كرد. عيسي (ع) نيز با او خواهد آمد. و او را جلال خواهد
داد. و اينك چند نمونه از متن اناجيل:
« همچنانكه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر ميشود، ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد
شد...انگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كند و
پسر انسان را ببينند كه برابرهاي آسمان با قوت و جلال ميآيد... اما از آن روز و ساعت هيچكس اطلاع
ندارد، حتي ملائكه آسماني...لهذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نبريد پسر انسان
ميآيد
ـ توجه امام مهدى (عج) به شيعيان خويش
انا غير مهملين لمراعاتكم, و لا ناسين لذكركم, و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواه, واصطلمكـم الاعداء. فـاتقـوا الله
جل جلاله و ظاهـرونـا
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم,كه اگر جز ايـن بود گرفتاريها به
شما روى مىآورد و دشمنان, شما را ريشه كـن مى كردند. از خدا بترسيد و ماراپشتيبانى كنيد.
2ـ عمل صالح و تقرب به اهل بيت عليهم السلام
فليعمل كل امرء منكم بما يقرب به من محبتنا,وليتجنب ما يدنيه من كراهيتنا و سخطنـا, فـان امـرا يبغته فجـاه حيـن لا تنفعه تـوبه, و لا يتجيه مـن عقـابنــا ندم على حوبه
هريك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى سازد,عمل كند واز آنچه كه خـوشايند ما نبـوده
وخشـم ما در آن است, دورى گزيند, زيرا خـداوند به طور ناگهانى انسان را مىگيرد, در وقتى كه توبه
برايـش سودى ندارد وپشيمانى او را از كيفـر مـا به خـاطـر گنـاهـش نجـات نمـى دهــد.
3ـ تسليـم در مقـابل دستـورهـاى اهل بيت عليهم السلام
فاتقو الله و سلموا لنا و ردو الامر الينا,فعلينا الاصدار,كما كان منا الايراد, و لا تحاولوا كشف ما غطـى عنكـم,
و اجعلـوا قصـدكـم الينا بالمـوده علـى السنه الـواضحه
از خـدا بتـرسيد و تسليـم ما شـويد , كارها را به ما واگذاريـد, برماست كه شما را از سرچشمه, سيراب
برگردانيـم, چنان كه بـردن شما به سرچشمه از ما بود, در پى كشف آنچه از شما پـوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى مـا بـر اساس راهـى كه روشـن است به طـرف مـا قـرار دهيــد.
4ـ تحقق حتمى حق
ابى الله عزوجل للحق الا اتماما وللباطل الا زهوقا, و هو شاهد على بمااذكره
خـداوند مقدر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطـل از بيـن رود, و او بـر آنچه
بيـان نمـودم گواه است.
5ـ خلقت هدفدار و هدايت پايدار
ان الله تعالى لم يخلق الخلق عبثا و لا اهملهم سدى بل خلقهم بقدرته و جعل لهم اسماعا و ابصارا و
قلوبا و البابا ثـم بعث اليهم النبيين عليهم السلام مبشريـن و منذريـن يـامرونهم بطاعته و ينهونهم عن
معصيته و يعرفونهم ما جهلوه مـن امر خالقهم و دينهم و انزل عليهم كتابـا, و بعث اليهم ملائكـه ياتيـن
بينهم و بيـن مـن بعثهم اليهم بــالفضل الذى جعله لهم عليهم
خداوند متعال, خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است,بلكه آنان را به قـدرتـش آفريـده و
بـراى آنها گـوش وچشـم ودل و عقل قرار داده , آن گاه پيامبرانراكه مژده دهنده و ترساننده هستنـد به
سـويشان برانگيخت تا به طاعتـش دستـور دهند واز نافرمانـى اش جلـوگيرى فـرمايند و آنچه را از امـر
خـداونـد و دينشان نمى دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد وبه سـويشان فرشتگان بـرانگيخت
تـا آنهاميان خـدا و پيامبـران ـ به واسطه تفضلـى كه بـر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.
منتظر نشسته ام من تا که ازسفر بیایی
تموم درای عالم به روی این خسته بسته
یه نگاه کن ازغم تو دل زار من شکسته
بیا مهدی بیا مهدی
مهربونم مهربونم خیمتو بده نشونم
تو قنوت هرنمازم واسه تو دعا میخونم
دلم برات تنگ شده اقا یه سال منتظر عاشورا نشستم .اگه امروز تو روضه عمو عباست نیای
توی اسمون قلبم توفقط هستی ستاره
دل من با خلق دنیا باکسی کاری نداره
نه فقط زبان و قلبم ذکرنام تو میخونه
ضربان قلب زارم مهدی صاحب زمونه
بیا مهدی بیا مهدی
خودم میدونم چه کاره ام اقا اومدم همون حرف همیشگی را بزنم.اگه تو این شهر قلب نازتا
خوب میدونم مهربونم که ندارم هیچ لیاقت
اقا جون مریض هجرم منتظر بیای عیادت
دل خسته و غریبم به عشقت اقا اسیرم
اگه لطف تو نباشه یه گوشه اروم میمیرم
با صفا و مهربونم تو کجایی تو کجایی
امروز از عموت میخونم تا که پیش ما بیایی
الهم عجل لولیک الفرج
یا مهـــدی صاحب زمان (عج)، جانم به قربانت بیا
روشن کن این ظلمتسرا ، دستم به دامانت، بیا
آرام جــــــان ما تویی؛ کــــــام و روان ما تــــــویی
جانها فـــــدای چشــــم تو؛ با نای قــــــرآنت بیا
مخمــــــــور جام بادهام؛ مستـــم ز پــا افـــتادهام
چشمان طفل و مرد و زن؛ گشته چراغانت بیـــــا
ای حجّـت و نــور خدا، غایب ز چه از دیــــــدهها؟
دادم قســـم جانـــا تو را؛ بر جـــان جانانت بیـــــا
عالــــــم همه خواهـــان تو؛ سر در خط فرمان تو
میــــزان فقط میزان تو؛ با عــــدل و میزانت بیـــــا
عصیانگران در این جهان ظلم و خدیعت میکنند
بهر ســــر گردنکــــــشان؛ با تیــــغ برّانت بیـــــــا
ای عاشـق ایــزد پسند؛ بنما نظر بر «هوشمند»
من را رهـا بنـــمای بنــد؛ با لطف شایانت بیــــــا
.jpg)
سلام بر آخرین گل آل یاسین؛
سلام بر بقیة الله؛
سلام بر تو ای عصارۀ تقوا و فضیلت؛
سلام بر تو ای باقیماندۀ خلف انبیا و صلحا و امامان راستین؛
و سلام بر هنگام ظهور و حضورت...
پنجشنبهها به امید آمدنت، به انتظار جمعه مینشینیم و منتظریم تا بیایی و دنیامان را سرشار از رحمت و نورانیّت کنی....
منتظریم بیایی و به وعدههای پدرانت جامۀ عمل بپوشانی....
منتظریم بیایی تا انتقام دل خونین زینب (س) را از دشمنان خدا و پیامبرانش بستانی...
میدانم که میدانی!
عالم همه در انتظار تو هستند....
همه چشم به راه عدلت هستند؛
همه باور دارند خواهی آمد، هرچند انکارت کنند و به ظاهر، باورت نداشته باشند!
میدانیم که روزی در همین نزدیکیها خواهی آمد....
و ما منتظرت هستیم؛ منتظر روزی در همین نزدیکیها....
(خرم آن روز كه آن دلبر جانان آید -:- درد هجران رَود و چاره و درمان آید)
اماما، شرمندهایم از اینکه خانۀ دل را برای حکمرانی تو پاک نساختهایم و از کاروان عاشقان تو عقب ماندهایم.
موعودا، بوجهلها بسیار شدهاند؛
بولهبها نیز بسیار شدهاند و نهیب کینههایشان سرکش است و سوزنده...
توان دیدن هیچ زیبایی را ندارند. دوست دارند همه چیز را خاکستری ببینند.
اما ما میدانیم که خواهی آمد و جهان را به نور خدادادیت منوّر خواهی کرد.
میدانیم که شب هر چه هم طولانی شده باشد، آن صبح سپید موعود خواهد آمد....
التماس دعا
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان

سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه نیم نگاه مهدی فاطمه اند...
دل تنگم
تاكنون مزه ی شیرین زندگی را نچشیده ام تو كه چشیده ای بگو چه فرقی با تلخی دارد؟اصلا
این واژه یعنی چه؟چرا جای خالیش را در لغت نامه ی وجودم حس می كنم؟آیا جایز است این
واژه ی بیگانه وارد تاریخچه ی زندگی ام شود؟آیا حرام نیست چشیدن آن؟چگونه مسكر
نبودنش رابرای از بین بردن حرمتش تشخیص دهم؟زبانم دیگر به صداقت نمی جنبد ،گوش
هایم فریب خورده اندو دیدگانم ترافیك آدم های بی احساس شده و اما،قلبم دیگر به یادش
نمی زند.بغضم خاموش،حركتم سكون و وجودم سرد و تو بگو مردن بهتر است یا...؟
براستی كه مردن بهتر است چه شبهایی را كه با خیالی آسوده سر بر بستر خواب می نهیم
،دریغ از اینكه بدانیم آن گم گشته در كدامین بیابان خیمه زده است؟
و چه روزهایی كه با شیطان در یك مجلس نشسته بودیم وباهم ،هم صحبت می شدیم ویا پا
به پای او به هر مكانی كه می خواست می رفتیم ...اما دریغ از آن كه بدانیم آن یار كجا از بی
همدمی زانوی غم بغل كرده... وحرفها دارد امام زمان (عج)با من و تو كه شیعه ی او
هستیم.واگر گوش دل را باز كنیم خواهیم شنید گوشه ای از درد دل هایش را...
«من اشك های شما را دانه دانه از زمین بر می چینم و قصری از بلور می سازم و آنگاه شما
را به ضیافتی كه از قصر بلورتان ساخته ام دعوت می كنم. من پیش از پدرانتان و بیش از
مادرانتان شما را باور كرده ام.من مهربانی ام را نذر شما كرده ام.اما شما در كدامین كوچه
قلب خود را به نیم سكه ی زرد فروختید؟من در قاب انتظار شما نشسته ام،پنجره ها را بر هم
نزنید.آیا هنوز مرا باور نكرده اید؟
من یك لحظه خاطرم از شما مكدر نیست،اما شما چقدر زود برهمه ی آرزوها چوب حراج زده
اید.
زندگی را از هر كسی خواستگاری نكنید منم كه شما را خواستارم.»
به هوش باشید كه غیبت منتظر می خواهد نه عزادار.
نمی دانیم آیا وقت سحر می آید یا شامگاه؟ مبادا در وقت سحر بیاید و ما را در خواب غفلت ببیند.
